تِلارپِ
محل انس قائمشهر ،سوادکوه،جویباروکیاکلائیهای ساکن تهران
درباره ...
|
لوگوي خود را در اينجا قرار دهيد. |
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
مرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آبان 1385
جستجو گر
طراح قالب
زندگی نامه کیوس گوران ( آشنایی با بزرگان شهرمان )
گوران متولد 1317 اوریم سوادکوه و بیش از 40 سال است که به عنوان کارشناس هیدرولوژی جای جای ایران زمین در سمت های مختلف مسئولیت داشته است. همچون آزمایشگاه رسوب در خوزستان و لرستان مسئول آکارده هیدرولوژی مازندران کارشناس مسئول حفاظت رودخانه های مازندران ، کارشناس ارشد و مشاوره شرکت آب منطقه ای مازندران در امور مهندسی رودخانه ها و مدیر موزه ملی آب مازندران با جاری پیشتر زلال این سرزمین همراه و همگام بوده است .
همکاری با مطبوعات را از سال 1340 در تهران با روزنامه های بورس تهران ژورنال اطلاعات انگلیسی و اطلاعات آغاز کرد با وقفه ای چند که به تبع اشتغال در ولایت بود.
در کنار نشریات محلی مازندران چندی پیام مازندران و نهضت شمال و مستمرا کایر قرار گرفت. مقالات متعدد و مختلفی دارد که عموما حول محور آب و مجاری ومنابع آن است وی علاوه بر سروده های فارسی که رغبتی به انتشارشان ندارد بیش از بیست سال است که به گویش تبری شعر می سراید از سال 1378 شنوایی اش را از دست داد و در فراق آوای لبهای دوست اوقات خویش را به پریشان حالی می گذراند.
چندی است درد مداوم دستهایش نیز طاقت از او بریده و نوشتن را نیز دشوارش کرده است . پس خسته است و بسیار هم ، اما عشق به این دیار و هم دیاران را دستمایه مقاومت کرده و به درد خستگی اما همچنان ایستاده است مردم ای مردم شمه دور من بگردم من محال هسه از این قبله دگردم دفتری با خود آورده است تا شعر های بخواند اما وقت کم و فرصت ناچیز برنامه تنها فرصت خواندن یک شعر را به می دهد و همین یک شعر دفترها از معنی است خاطره ای از از دست دادن شنوایش گفت که بسیار جالب و در خور تامل بود او می گفت روزی که تازه قدرت شنوای ام را از دست داده بودم یکی از دوستان به دنبالم آمد و مرا به جنگل برد در آن سکوت جنگل گفت در این جاست که می شود صدای حضور را شنید.
بيستا بيستا گمبه شرح شه ناخشی
دل اينگمبه شه جيف بيدل خشی
نا كه دس مه رسنه تا به بريم
نا حرم دارمه اسا، نا كه حريم
نا كه من قابل هر مجلسمه
نا حريف شه تك گلسمه
من كه اينجه درمه بومبه سنگروش
من كه دارمه هول درزن و دروش
زنه كپل من و مه مشق و مداد
اتا كس نشتونه مه سينهی داد
خاننه تجليل هاكنن مه برمه ره؟!
خانه مه چش بكشن شه سرمه ره؟!
خانّه ملهم بهلن مه دل زخم
خانه سازه بزنن سوآل اخم
نا برار، نا مه خاخر، نا مه وچه
جاي تجليل آش بپج اتا كچه
هاده اين آدم اهل افترا
تا هتركه بياره سر شه را
مگه ناتي كه شوني راه علي؟
مگه حق ره ندي ته ونه پلي؟
پس چه كنني دم به دم مه ره تري؟!
چنده تاشنني مه وسسه فرفري؟! چنده تهمت، چنده كتره، چنده فاش
چه مه ره گنني همش بيستا بواش؟!
من اسير بفرهي بهارمه
دل دوس سفرهي نفارمه
نا پسرجان، نا دتر، نا مه خاخر
سر من لب هاكنم نونه هنر
تا كه تك ميم بزوئه هسسه بدود
اتا زمبيل برمه هم ندارنه سود
من نخامبه مه ره تقدير هاكنين
ياد اين ميرز عموي پير هاكنين
راه دوسسه تا مه كنداي پلي
نلنه من بريم بئم كرات تلي
ته اگه راسّ گني تلي ره بي
دسّ جا اين پتي گلي ره بي
تا كه در به مه صدا بلبل وار
تا بتاجنده بوره پشت حصار
عشق و ايمون شما زنده بوئه
اين وطن تربت پاينده بوئه
+
نوشته شده توسط
رضا صدیقی در
یکشنبه هفدهم آذر 1387 ساعت
شرح حال استاد احمد محسن پور ( آشنایی با بزرگان شهرمان )
اسرپرست گروه شواش و نوازنده کمانچه .احمد محسن پور فرزند رحمت در یکم اسفند ماه 1324 در روستای قادیکلای بزرگ قائم شهر دیده به جهان گشود . از دوران کودکی به کمک پدرش ساز لله وا و بعد ها با سازهای نی لبک و کمانچه محلی آشنا شد.در سال 1344 به ساز ویلن روی آورد و کتابهای دوره هنرستان و ردیف صبا را نزد استادان آن زمان آموخت . او به سال 1354 به ارکستر ملی فرهنگ و هنر مازندران پیوست که تا سال 1357 ادامه یافت .
به سال 1367 گروه موسیقی محلی مازندران شواش را بنیان نهاد . این گروه آثار بومی او را در نوارهای آفتاب ته – مازرونی حال – اساره سو – شوار – بهار مونا – بهارانه – ماه تتی – دودوک تیکا – گل گلون – و طالب زهره به اجرا در آورد که توسط موسسه ماهور ، ساز نوروز ، و شواش نوا منتشر شده است . آخرین کار وی که در دست انتشار است لا لایی ها و نوازش کودکان (مهر خونش) می باشد.
از کارهای پژوهشی ایشان پژوهش در موسیقی نواحی مازندران است که در یک آلبوم در قالب 6 نوار کاست و کتاب به نام موسیقی نواحی ایران ( موسیقی مازندران) توسط انجمن موسیقی ایران انتشار یافت.
ایشان در سال 1364 فرهنگخانه مازندران را برای آموزش موسیقی و پژوهش در موسیقی بومی مازندران تاسیس نمود و این مرکز تاکنون حدود 120 ساعت موسیقی نواحی مختلف مازندران را "گرد آوری نموده است.
+
نوشته شده توسط
رضا صدیقی در
شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت
با بزرگان شهرمان ( آشنایی با بزرگان شهرمان )
لطف الله مجد (۱۳۵۷- ۱۲۹۶)
لطف الله مجد در سال 1296 در خانواده اي هنر دوست در مازندران شهر شاهي (قائم شهر) متولد شد. و از كودكي به تار و نواختن آن علاقه زيادي داشت و همين اشتياق بود كه وي را به سوي اين ساز كشانيد.
به طوري كه گفته اند در انباري منزل آنها تار شكسته و رنگ رو رفته اي بوده كه مجد هميشه با آن كلنجار مي رفته و ساعت ها با اين ساز شكسته به اسطلاح تمرين مي كرده و تا جايى كه اينعلاقه موجب شد در سنين بالاتر از درس و مدرسه عقب بماند و همين امر موجب شد كهپدرش وى را از نواختن تار منع كند. اما لطفالله عاشق اين ساز بود. با گريه و التماس پدر را راضى مىكند و دو شرط او را مىپذيرد كه هم درسها را خوب بخواند و عقبماندگى را جبرانكند و هم براى فراگيرى تار نزد هيچ استادى نرود و به اين جهت است كه لطفالله مجد تنها استادى است كه استادى نداشته و نواختن تار را خود فرا گرفته است.
لطف الله مجد در سال 1308 بيش از 12 سال از عمرش نمي گذشت بدون هيچ ترسي از پدر رسما نواختن تار را با ممارست و كوشش فراوان آغاز كرد و در ضمن هرجا كه سازي مي شنيد به سراغ آن ميرفت و به دقت گوش فرا مي داد و در راه كسب اين هنر نواختن اين ساز را به صورت سينه به سينه به خوبي آموخت.
پس از چندي مجد يكي از نوازندگان بنام تار شد و با اينكه استاد به خود هرگز نديد و رنج شاگردي كمتر متحمل شده بود آنقدر پر شور و دلنشين و با جاذبه تار مي زد كه شنونده را بي اختيار به سوي خود جذب مي كرد.
درباره سبك نوازندگى مجد بسيار نوشتهاند؛ همگى او را نوازندهاى مبتكر و صاحب سبكمىدانند. در مورد قدرت نوازندگى و سبك ويژه او بايد پس از شنيدن آثار او و مقايسه آنها باآثار ديگر نوازندگان داورى كرد. رگبارها در چهار مضرابها و مضرابهاى راست و چپ و نرمىصداى ساز زمانى كه دست راست را ميان دو كاسه تار مىآورد و با دو سيم سفيد و زرد بازىمىكند كمنظير و منحصر به فرد است.
سبكنوازندگى لطفالله مجد از ديگران جداست؛ او نه از سبك و سياق خانواده فراهانى پيروى كرد و نه از مكتب علىاكبر خان وميرزا حسينقلىخان و درويش خان پيروى و اقتباس كرد و شايد به اين علت بود كه وى هرگز استادى نداشته است.
به اراده لطفاللّه خان شادى و غم را مىتوان در صداى تارش حس كرد. او معتقد بودمضراب را بايد با سه انگشت شست، سبابه و انگشت وسط گرفت زيرا گرفتن مضراب فقط با دوانگشت سبابه و شست، مضرابهاى چپ را ضعيف مىكند.
لطفاللهخان برخلاف اكثر نوازندگان تار از انگشت كوچك بيشتر استفاده مىكرد و اين خودامتيازى در نواختن او بود. تعدادى از نوازندگان تار پس از مرگ او از سبك وى پيروى كردند وروش نوازندگى او را ادامه دادند.
وي نخستين بار در پارك نصرت الدوله فيروز و سپس در تالار فرهنگ به دادان كنسرت پرداخت. وي در اوايل دهه 1330 وارد راديو شد. بعد از نسل قديم نوازندگان تار در راديو (مانند علي اكبر شهنازي و مرتضي ني داود) او و جليل شهناز نسل جديد تار نوازان راديو بودند كه در آن روزگار و حال و هوا محبوبيت بسياري يافتند.
از او برنامه هاي زيادي به همراه حسين تهراني رضا ورزنده علي تجويدي و پرويز ياحقي بجا مانده. وي دو آهنگ لطيف و جذاب نيز ساخته كه به همت لطف الله مفخم پايان و به چاپ رسيده است.
لطف الله مجد از آغاز انجمن موسيقي ملي ايران يكي از نوازندگان با ارزش اركستر ان هنرستان بود.او آثار بسيارى دارد كه دو اثراو بسيار معروف است؛ يكى در دستگاه سه گاه به نام «سوز هجران» با شعر ابوالحسن ورزى كهبنان آن را خواند و ديگرى تصنيفى در دستگاه همايون به نام «اميد دل» كه با شعر مؤيد ثابتىهمراه بود.
وي از يكي از نوازندگاني بود كه در همه جايي ساز نمي زد و صداي سازش را در هر مكاني نمي شد شنيد. او يكي از نوازنگان خوب و با ارزش برنامه جالب و روح پرور (گلهاي جاويدان) بود كه با دعوت (داوود پيرنيا) از او يكي از همكاران دائمي آن برنامه شد.
لطف اله مجد از بين نوازندگان به ابوالحسن صبا حسين تهراني و مرتضي محجوبي علاقه داشت و از بين خوانندگان به اديب خوانساري و بنان علاقه داشت.
مجد از بيمارى قلبى رنج مىبرد، و چون زبان فرانسه را مىدانست تصميم داشت براىمعالجه به فرانسه برود اما امكانات مالى به او اين اجازه را نمىداد تا اينكه «على عبدو» رئيسباشگاه پرسپوليس هزينه معالجه او را تقبل كرد. و به اين دليل مجد سرودى را براى باشگاهپرسپوليس ساخت و در همان زمان سفر مزبور براى معالجه وى انجام پذيرفت.
لطفاللّه مجد در اواخر عمر سكته كرد و بر اثر آن يك دست او فلج شد و اين ضايعه بسياراو را مىرنجاند تا اينكه در سال 1357، به روايتى در صف بنزين بر اثر سكته قلبى جان سپرد.
* روحش شاد *
ماخذ وبلاگ موسیقی ایرانی
+
نوشته شده توسط
رضا صدیقی در
جمعه پنجم آبان 1385 ساعت
|
کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد . All Rights Reserved 2005-2006 © by telarepe |
